مريضی در بيمارستان
تا هستم اي ر�يق نداني كه من كيستم
روزي سراغ بخت من آيي كه نيستم
به نام خدا
تو نه عاشقي Ùˆ نه ØÙŠØ±Ø§Ù† نه غريبي نه پريشان
به چنين كسي چه گويم كه چه روزگار دارم
من قصد كردم اين ماجرا رو بنويسم :
من هرچه خوانده ام از ياد برده ام
الا ØØ¯ÙŠØ« دوست كه تكرار مي كنم
يكي از اقوام ما خونريزي مغزي كرد. با اورژانس تماس گر�ته شد و ايشون بوسيله آمبولانسي با ملا�ه هاي كثي� و صداي تلق تلق ماشين به بيمارستان شريعتي منتقل شد. در بيمارستان يك لگن پيدا نمي شد خود همراهان مريض بالاجبار در دستشويي بيمارستان لگني يا�ته آن را شسته براي مريض آوردند - آن موقع هنوز سند براي مريض تهيه نشده بود. نرس و دكتر مي گ�تند ما توي - آي سي يو - جا نداريم .
ساعت شش عصر با يك آمبولانس قراضه تر مريض رو از بيمارستان شريعتي به �لكه سوم تهرانپارس - بيمارستان تهرانپارس - منتقل كردند.
بعكس من بتو اي عكس من در آنچه بمن ز زندگي گذرد برتو آن نخواهد ماند
بيادگار من اي يادگار عهد شباب بمان كه غير تو از من نشان نخواهد ماند
با Ú†Ù‡ وضعي مريض رو خوابوندند . در ØØ§Ù„ÙŠ كه دÙ�ترچه بيمه درماني( خويش Ù�رما ) هم مريض همراه داشت Ùˆ يك دكتر از بيمارستان شريعتي همراه با آمبولانس آمده بود كه پرونده مريض رو به همراه داشت . مريض رو بردند بخش Ø¢Ù�ÙŠ سي يو . يه Ù†Ù�ر - كه ترس ØØ§ØµÙ„ از رÙ�تارش كم از ترس ديدن عزرائيل نداشت مي خواست لباس مريض رو عوض كنه در ØØ§Ù„يكه مريض دستش رو به ميله هاي تخت مي كشيد - اصلا متوجه درد مريض نبود . -
به همراهان مريض اجازه ماندن در آي سي يو داده نشد Ùˆ به منزل رÙ�تند . Ùˆ ØµØ¨Ø Ø§Ø² طرÙ� بيمارستان تماس گرÙ�ته شد كه مريض عمل دارد بياييد . دكتر Ú¯Ù�ت من سوييس Ùˆ Ù�رانسه درس خوانده ام . پنج مليون مي گيرم . Ú†Ùƒ بديد ! - بعد به همراه Ú¯Ù�تند دÙ�تر را براي عمل امضا كن Ùˆ برو دنبال وسايل عمل هلال اØÙ…ر . همراه كه رÙ�ت دوا رو گرÙ�ت Ùˆ آورد مريض رو عمل كرده بودند ! بعد از عمل مريض به هوش آمد Ùˆ ØØ§Ù„Ø´ خوب بود Ùˆ ØµØØ¨Øª هم مي كرد. - ØØªÙŠ Ø´Ø¹Ø± مي Ú¯Ù�ت - انگليسي ØØ±Ù� مي زد. بعد از چهار پنج روز به بخش منتقل شد . دكتر دستور داده بود ØÙ…ام كنند . همراه وسايل ØØ§Ù… نو : شامپو - ليÙ� - ØÙˆÙ„Ù‡ از منزل آورد .
ØÙ…ام در اصل يك توالت Ù�رنگي كثيÙ� بودكه ØØªÙŠ Ø¯Ø± نداشت! آقاي دكتر دستور داده بود Ù�قط ØÙ…ام كنند . نه اينكه سري را كه بخيه نكشيده بودند Ùˆ ØØªÙŠ Ù¾Ø§Ù†Ø³Ù…Ø§Ù†ÙŠ عوض نشده بود را بشورند ! - ØØªÙŠ Ø¨Ø¹Ø¯ از ØÙ…ام عوض نشد .
همان شب مريض تب چهل درجه گر�ت . سر ع�ونت كرده بود .تشنج زياد . تكان مي خورد . هذيان مي گ�ت : " همبرگر دستور داديم ! مهمان زياد داريم - "
مريض ما دو ماه در Ø¢Ù�ÙŠ سي يو بود Ùˆ دوبار آوردند در بخش . با ØØ§Ù„تهايي كه دل آدم كباب ميشد.
- عÙ�ونت بيمارستاني بود . Ú¯Ù�تند مننژيت . در ØØ§Ù„يكه مننژيت نبود وعÙ�ونت بعد از ØÙ…ام بود Ùˆ آقاي دكتر هم دستور نداده بود سر بخيه برنداشته را ØÙ…ام كنند . باز مي Ú¯Ù�تند از هلال اØÙ…ر يا داروخانه هاي شبانه روزي دوا بگيريد . - مساله مادي پول آژانس Ùˆ رÙ�ت Ùˆ آمد به كنار -
يه روز خون دادند همراه بيمار ببره براي آزمايش بوعلي . خون رو توي نايلون پيچيده Ùˆ يخ گذاشته بودند ØØªÙŠ Ù†Ù‡ در يك ظرÙ� يا ليوان - خون رو همراه مريض توي ماشين جلوي كولر ماشين گرÙ�ته بود !
بوعلي هم Ú¯Ù�تند دستگاه آزمايش خراب است ! ولي با التماس همان Ù„ØØ¸Ù‡ آزمايش كرده Ùˆ نتيجه رو دادند كه ببرند
سرتون رو درد نياريم . سيتي اسكن گر�تند - آب نخاع گر�تند - عكس ق�سه سينه - مريض به اين ور و اون ور مي خورد - پاي مريض لاي نرده هاي تخت رو مي كشيدند !
Ú†Ù‡ مريضخانه كثيÙ�ÙŠ : همه نوع اÙ�راد مي آمدند در Ø¢Ù�ÙŠ سي يو يي كه بايد پشت شيشه باشد Ùˆ نبايد به مريض دست بزنند ! با لباسهايي كه بجاي اينكه از جلو بپوشند از عقب مي پوشيدند . مگس از اين مريض به اون مريض در آي سي يو مريضي رو منتقل مي كرد . بخش هم پر پشه بود Ùˆ مريضها رو Ù†Ø§Ø±Ø§ØØª مي كرد. مي Ú¯Ù�تند پوشك Ùˆ زيرانداز Ùˆ دستمال بخريد . آب ماهيچه بياريد بريزيد توي گلوش. كمپوت بخريد .
ولي مريض لخت ا�تاده بود - دستگاه در دهنش - سند وصل - يه چيزي تو سرش - يه چيزي تو گلوش . سند پاره ميشد . ادرار يا مايع معده ميريخت . كهنه مي گذاشتند رويش و مي گ�تند ملاقاتيها كه ر�تند پاك مي كنيم.
هي مي Ú¯Ù�تند عمل كنيم . آنژيو كنيم . همراه هم وسيله عمل Ùˆ آنژيو مي خريد .Ùˆ داروهاي سيتي اسكن . اين در ØØ§Ù„ÙŠ بود كه دكتر اصلي تنها يك بار دستور خريد وسايل داده بود . دÙ�عات بعد پرستار مي نوشت . همراه كاغذ رو مي برد پيش دكتر ديگري . بعد هم مهر بيمارستان مي خورد Ùˆ بعد همراه براي خريد وسايلي كه توسط دكتري كه مسوول بيمار نبود نوشته شده بود اقدام مي كرد.
نرسها Ùˆ پرستارها هم تا همراه مي رÙ�ت دورش جمع مي شدند ولي بعد ول مي كردند مي رÙ�تند . ØØ§Ù„ا بيمارستان Ù�وق خصوصي Ù�وق تخصص دو سه دÙ�عه آقاي دكتر بيخود دستور دادند كه بياريدش توي بخش توكل بر خدا خوب ميشه Ùˆ مرخص ميشه . آمپول زدند يك بار آمپول شكسته زير مريض مانده بود . مريض هي تكان مي خورد Ùˆ اشاره مي كرد .متوجه شدند كه آمپول زيرش مونده . در ØØ§Ù„يكه براي يك سرنگ مريض دو سه ساعت معطل شده بود . كه مريض لخت اÙ�تاد Ùˆ دو سه ساعت بعد تمام كرد.
تمام بدن و سروصورت باد كرده بود براي بيست روز . صورت سرخ . آنقدر باد كرده بود كه وهله آخر ده ن�ر هم نمي تونستند بلندش كنند .
مريضي كه براي خودش شخصيتي بود از همه چيز اÙ�تاد تو را به خدا برسيد . ما كه عزيزمان از دست رÙ�ت . به بقيه رØÙ… كنيد . جواناني كه شب مي آورند Ùˆ ØµØ¨Ø Ù…ÙŠ برند بهشت زهرا . وگرنه ما مريضمان Ù�وت شد.
- قابل توجه اينكه ØØªÙŠ Ø¨ÙˆÙŠ ضد عÙ�وني كه از مراكز بيمارستاني مي آيد از اين بيمارستان نمي Ø¢Ù�يد .
ØØªÙŠ Ø´Ù†ÙŠØ¯Ù‡ شد كه مريضي براي عمل پاي خود بدانجا مراجعه Ùˆ با عÙ�ونت بعد از عمل مواجه Ùˆ Ù�وت نموده است . -
من ديشب خواب اين مريض از دست رÙ�ته رو ديدم . خيلي Ø®ÙˆØ´ØØ§Ù„ بود . Ùˆ مي Ú¯Ù�ت اين واسه اينه كه كمتر توي رÙ�تن من Ù†Ø§Ø±Ø§ØØª بشين . وقتي بيدار شدم با خودم عهد كردم كه اين مطالب رو بنويسم . شعرهايي كه در اين متن استÙ�اده شد هم توسط ايشون بكاربرده مي شد.
نظر بدهيد
تا هستم اي ر�يق نداني كه من كيستم
روزي سراغ بخت من آيي كه نيستم
به نام خدا
تو نه عاشقي Ùˆ نه ØÙŠØ±Ø§Ù† نه غريبي نه پريشان
به چنين كسي چه گويم كه چه روزگار دارم
من قصد كردم اين ماجرا رو بنويسم :
من هرچه خوانده ام از ياد برده ام
الا ØØ¯ÙŠØ« دوست كه تكرار مي كنم
يكي از اقوام ما خونريزي مغزي كرد. با اورژانس تماس گر�ته شد و ايشون بوسيله آمبولانسي با ملا�ه هاي كثي� و صداي تلق تلق ماشين به بيمارستان شريعتي منتقل شد. در بيمارستان يك لگن پيدا نمي شد خود همراهان مريض بالاجبار در دستشويي بيمارستان لگني يا�ته آن را شسته براي مريض آوردند - آن موقع هنوز سند براي مريض تهيه نشده بود. نرس و دكتر مي گ�تند ما توي - آي سي يو - جا نداريم .
ساعت شش عصر با يك آمبولانس قراضه تر مريض رو از بيمارستان شريعتي به �لكه سوم تهرانپارس - بيمارستان تهرانپارس - منتقل كردند.
بعكس من بتو اي عكس من در آنچه بمن ز زندگي گذرد برتو آن نخواهد ماند
بيادگار من اي يادگار عهد شباب بمان كه غير تو از من نشان نخواهد ماند
با Ú†Ù‡ وضعي مريض رو خوابوندند . در ØØ§Ù„ÙŠ كه دÙ�ترچه بيمه درماني( خويش Ù�رما ) هم مريض همراه داشت Ùˆ يك دكتر از بيمارستان شريعتي همراه با آمبولانس آمده بود كه پرونده مريض رو به همراه داشت . مريض رو بردند بخش Ø¢Ù�ÙŠ سي يو . يه Ù†Ù�ر - كه ترس ØØ§ØµÙ„ از رÙ�تارش كم از ترس ديدن عزرائيل نداشت مي خواست لباس مريض رو عوض كنه در ØØ§Ù„يكه مريض دستش رو به ميله هاي تخت مي كشيد - اصلا متوجه درد مريض نبود . -
به همراهان مريض اجازه ماندن در آي سي يو داده نشد Ùˆ به منزل رÙ�تند . Ùˆ ØµØ¨Ø Ø§Ø² طرÙ� بيمارستان تماس گرÙ�ته شد كه مريض عمل دارد بياييد . دكتر Ú¯Ù�ت من سوييس Ùˆ Ù�رانسه درس خوانده ام . پنج مليون مي گيرم . Ú†Ùƒ بديد ! - بعد به همراه Ú¯Ù�تند دÙ�تر را براي عمل امضا كن Ùˆ برو دنبال وسايل عمل هلال اØÙ…ر . همراه كه رÙ�ت دوا رو گرÙ�ت Ùˆ آورد مريض رو عمل كرده بودند ! بعد از عمل مريض به هوش آمد Ùˆ ØØ§Ù„Ø´ خوب بود Ùˆ ØµØØ¨Øª هم مي كرد. - ØØªÙŠ Ø´Ø¹Ø± مي Ú¯Ù�ت - انگليسي ØØ±Ù� مي زد. بعد از چهار پنج روز به بخش منتقل شد . دكتر دستور داده بود ØÙ…ام كنند . همراه وسايل ØØ§Ù… نو : شامپو - ليÙ� - ØÙˆÙ„Ù‡ از منزل آورد .
ØÙ…ام در اصل يك توالت Ù�رنگي كثيÙ� بودكه ØØªÙŠ Ø¯Ø± نداشت! آقاي دكتر دستور داده بود Ù�قط ØÙ…ام كنند . نه اينكه سري را كه بخيه نكشيده بودند Ùˆ ØØªÙŠ Ù¾Ø§Ù†Ø³Ù…Ø§Ù†ÙŠ عوض نشده بود را بشورند ! - ØØªÙŠ Ø¨Ø¹Ø¯ از ØÙ…ام عوض نشد .
همان شب مريض تب چهل درجه گر�ت . سر ع�ونت كرده بود .تشنج زياد . تكان مي خورد . هذيان مي گ�ت : " همبرگر دستور داديم ! مهمان زياد داريم - "
مريض ما دو ماه در Ø¢Ù�ÙŠ سي يو بود Ùˆ دوبار آوردند در بخش . با ØØ§Ù„تهايي كه دل آدم كباب ميشد.
- عÙ�ونت بيمارستاني بود . Ú¯Ù�تند مننژيت . در ØØ§Ù„يكه مننژيت نبود وعÙ�ونت بعد از ØÙ…ام بود Ùˆ آقاي دكتر هم دستور نداده بود سر بخيه برنداشته را ØÙ…ام كنند . باز مي Ú¯Ù�تند از هلال اØÙ…ر يا داروخانه هاي شبانه روزي دوا بگيريد . - مساله مادي پول آژانس Ùˆ رÙ�ت Ùˆ آمد به كنار -
يه روز خون دادند همراه بيمار ببره براي آزمايش بوعلي . خون رو توي نايلون پيچيده Ùˆ يخ گذاشته بودند ØØªÙŠ Ù†Ù‡ در يك ظرÙ� يا ليوان - خون رو همراه مريض توي ماشين جلوي كولر ماشين گرÙ�ته بود !
بوعلي هم Ú¯Ù�تند دستگاه آزمايش خراب است ! ولي با التماس همان Ù„ØØ¸Ù‡ آزمايش كرده Ùˆ نتيجه رو دادند كه ببرند
سرتون رو درد نياريم . سيتي اسكن گر�تند - آب نخاع گر�تند - عكس ق�سه سينه - مريض به اين ور و اون ور مي خورد - پاي مريض لاي نرده هاي تخت رو مي كشيدند !
Ú†Ù‡ مريضخانه كثيÙ�ÙŠ : همه نوع اÙ�راد مي آمدند در Ø¢Ù�ÙŠ سي يو يي كه بايد پشت شيشه باشد Ùˆ نبايد به مريض دست بزنند ! با لباسهايي كه بجاي اينكه از جلو بپوشند از عقب مي پوشيدند . مگس از اين مريض به اون مريض در آي سي يو مريضي رو منتقل مي كرد . بخش هم پر پشه بود Ùˆ مريضها رو Ù†Ø§Ø±Ø§ØØª مي كرد. مي Ú¯Ù�تند پوشك Ùˆ زيرانداز Ùˆ دستمال بخريد . آب ماهيچه بياريد بريزيد توي گلوش. كمپوت بخريد .
ولي مريض لخت ا�تاده بود - دستگاه در دهنش - سند وصل - يه چيزي تو سرش - يه چيزي تو گلوش . سند پاره ميشد . ادرار يا مايع معده ميريخت . كهنه مي گذاشتند رويش و مي گ�تند ملاقاتيها كه ر�تند پاك مي كنيم.
هي مي Ú¯Ù�تند عمل كنيم . آنژيو كنيم . همراه هم وسيله عمل Ùˆ آنژيو مي خريد .Ùˆ داروهاي سيتي اسكن . اين در ØØ§Ù„ÙŠ بود كه دكتر اصلي تنها يك بار دستور خريد وسايل داده بود . دÙ�عات بعد پرستار مي نوشت . همراه كاغذ رو مي برد پيش دكتر ديگري . بعد هم مهر بيمارستان مي خورد Ùˆ بعد همراه براي خريد وسايلي كه توسط دكتري كه مسوول بيمار نبود نوشته شده بود اقدام مي كرد.
نرسها Ùˆ پرستارها هم تا همراه مي رÙ�ت دورش جمع مي شدند ولي بعد ول مي كردند مي رÙ�تند . ØØ§Ù„ا بيمارستان Ù�وق خصوصي Ù�وق تخصص دو سه دÙ�عه آقاي دكتر بيخود دستور دادند كه بياريدش توي بخش توكل بر خدا خوب ميشه Ùˆ مرخص ميشه . آمپول زدند يك بار آمپول شكسته زير مريض مانده بود . مريض هي تكان مي خورد Ùˆ اشاره مي كرد .متوجه شدند كه آمپول زيرش مونده . در ØØ§Ù„يكه براي يك سرنگ مريض دو سه ساعت معطل شده بود . كه مريض لخت اÙ�تاد Ùˆ دو سه ساعت بعد تمام كرد.
تمام بدن و سروصورت باد كرده بود براي بيست روز . صورت سرخ . آنقدر باد كرده بود كه وهله آخر ده ن�ر هم نمي تونستند بلندش كنند .
مريضي كه براي خودش شخصيتي بود از همه چيز اÙ�تاد تو را به خدا برسيد . ما كه عزيزمان از دست رÙ�ت . به بقيه رØÙ… كنيد . جواناني كه شب مي آورند Ùˆ ØµØ¨Ø Ù…ÙŠ برند بهشت زهرا . وگرنه ما مريضمان Ù�وت شد.
- قابل توجه اينكه ØØªÙŠ Ø¨ÙˆÙŠ ضد عÙ�وني كه از مراكز بيمارستاني مي آيد از اين بيمارستان نمي Ø¢Ù�يد .
ØØªÙŠ Ø´Ù†ÙŠØ¯Ù‡ شد كه مريضي براي عمل پاي خود بدانجا مراجعه Ùˆ با عÙ�ونت بعد از عمل مواجه Ùˆ Ù�وت نموده است . -
من ديشب خواب اين مريض از دست رÙ�ته رو ديدم . خيلي Ø®ÙˆØ´ØØ§Ù„ بود . Ùˆ مي Ú¯Ù�ت اين واسه اينه كه كمتر توي رÙ�تن من Ù†Ø§Ø±Ø§ØØª بشين . وقتي بيدار شدم با خودم عهد كردم كه اين مطالب رو بنويسم . شعرهايي كه در اين متن استÙ�اده شد هم توسط ايشون بكاربرده مي شد.
نظر بدهيد
