Monday, September 30, 2002

مريضی در بيمارستان
تا هستم اي ر�يق نداني كه من كيستم
روزي سراغ بخت من آيي كه نيستم


به نام خدا


تو نه عاشقي و نه حيران نه غريبي نه پريشان
به چنين كسي چه گويم كه چه روزگار دارم


من قصد كردم اين ماجرا رو بنويسم :


من هرچه خوانده ام از ياد برده ام
الا حديث دوست كه تكرار مي كنم


يكي از اقوام ما خونريزي مغزي كرد. با اورژانس تماس گر�ته شد و ايشون بوسيله آمبولانسي با ملا�ه هاي كثي� و صداي تلق تلق ماشين به بيمارستان شريعتي منتقل شد. در بيمارستان يك لگن پيدا نمي شد خود همراهان مريض بالاجبار در دستشويي بيمارستان لگني يا�ته آن را شسته براي مريض آوردند - آن موقع هنوز سند براي مريض تهيه نشده بود. نرس و دكتر مي گ�تند ما توي - آي سي يو - جا نداريم .
ساعت شش عصر با يك آمبولانس قراضه تر مريض رو از بيمارستان شريعتي به �لكه سوم تهرانپارس - بيمارستان تهرانپارس - منتقل كردند.


بعكس من بتو اي عكس من در آنچه بمن ز زندگي گذرد برتو آن نخواهد ماند
بيادگار من اي يادگار عهد شباب بمان كه غير تو از من نشان نخواهد ماند


با چه وضعي مريض رو خوابوندند . در حالي كه د�ترچه بيمه درماني( خويش �رما ) هم مريض همراه داشت و يك دكتر از بيمارستان شريعتي همراه با آمبولانس آمده بود كه پرونده مريض رو به همراه داشت . مريض رو بردند بخش آ�ي سي يو . يه ن�ر - كه ترس حاصل از ر�تارش كم از ترس ديدن عزرائيل نداشت مي خواست لباس مريض رو عوض كنه در حاليكه مريض دستش رو به ميله هاي تخت مي كشيد - اصلا متوجه درد مريض نبود . -


به همراهان مريض اجازه ماندن در آي سي يو داده نشد و به منزل ر�تند . و صبح از طر� بيمارستان تماس گر�ته شد كه مريض عمل دارد بياييد . دكتر گ�ت من سوييس و �رانسه درس خوانده ام . پنج مليون مي گيرم . چك بديد ! - بعد به همراه گ�تند د�تر را براي عمل امضا كن و برو دنبال وسايل عمل هلال احمر . همراه كه ر�ت دوا رو گر�ت و آورد مريض رو عمل كرده بودند ! بعد از عمل مريض به هوش آمد و حالش خوب بود و صحبت هم مي كرد. - حتي شعر مي گ�ت - انگليسي حر� مي زد. بعد از چهار پنج روز به بخش منتقل شد . دكتر دستور داده بود حمام كنند . همراه وسايل حام نو : شامپو - لي� - حوله از منزل آورد .


حمام در اصل يك توالت �رنگي كثي� بودكه حتي در نداشت! آقاي دكتر دستور داده بود �قط حمام كنند . نه اينكه سري را كه بخيه نكشيده بودند و حتي پانسماني عوض نشده بود را بشورند ! - حتي بعد از حمام عوض نشد .


همان شب مريض تب چهل درجه گر�ت . سر ع�ونت كرده بود .تشنج زياد . تكان مي خورد . هذيان مي گ�ت : " همبرگر دستور داديم ! مهمان زياد داريم - "


مريض ما دو ماه در آ�ي سي يو بود و دوبار آوردند در بخش . با حالتهايي كه دل آدم كباب ميشد.


- ع�ونت بيمارستاني بود . گ�تند مننژيت . در حاليكه مننژيت نبود وع�ونت بعد از حمام بود و آقاي دكتر هم دستور نداده بود سر بخيه برنداشته را حمام كنند . باز مي گ�تند از هلال احمر يا داروخانه هاي شبانه روزي دوا بگيريد . - مساله مادي پول آژانس و ر�ت و آمد به كنار -
يه روز خون دادند همراه بيمار ببره براي آزمايش بوعلي . خون رو توي نايلون پيچيده و يخ گذاشته بودند حتي نه در يك ظر� يا ليوان - خون رو همراه مريض توي ماشين جلوي كولر ماشين گر�ته بود !
بوعلي هم گ�تند دستگاه آزمايش خراب است ! ولي با التماس همان لحظه آزمايش كرده و نتيجه رو دادند كه ببرند


سرتون رو درد نياريم . سيتي اسكن گر�تند - آب نخاع گر�تند - عكس ق�سه سينه - مريض به اين ور و اون ور مي خورد - پاي مريض لاي نرده هاي تخت رو مي كشيدند !


چه مريضخانه كثي�ي : همه نوع ا�راد مي آمدند در آ�ي سي يو يي كه بايد پشت شيشه باشد و نبايد به مريض دست بزنند ! با لباسهايي كه بجاي اينكه از جلو بپوشند از عقب مي پوشيدند . مگس از اين مريض به اون مريض در آي سي يو مريضي رو منتقل مي كرد . بخش هم پر پشه بود و مريضها رو ناراحت مي كرد. مي گ�تند پوشك و زيرانداز و دستمال بخريد . آب ماهيچه بياريد بريزيد توي گلوش. كمپوت بخريد .
ولي مريض لخت ا�تاده بود - دستگاه در دهنش - سند وصل - يه چيزي تو سرش - يه چيزي تو گلوش . سند پاره ميشد . ادرار يا مايع معده ميريخت . كهنه مي گذاشتند رويش و مي گ�تند ملاقاتيها كه ر�تند پاك مي كنيم.


هي مي گ�تند عمل كنيم . آنژيو كنيم . همراه هم وسيله عمل و آنژيو مي خريد .و داروهاي سيتي اسكن . اين در حالي بود كه دكتر اصلي تنها يك بار دستور خريد وسايل داده بود . د�عات بعد پرستار مي نوشت . همراه كاغذ رو مي برد پيش دكتر ديگري . بعد هم مهر بيمارستان مي خورد و بعد همراه براي خريد وسايلي كه توسط دكتري كه مسوول بيمار نبود نوشته شده بود اقدام مي كرد.


نرسها و پرستارها هم تا همراه مي ر�ت دورش جمع مي شدند ولي بعد ول مي كردند مي ر�تند . حالا بيمارستان �وق خصوصي �وق تخصص دو سه د�عه آقاي دكتر بيخود دستور دادند كه بياريدش توي بخش توكل بر خدا خوب ميشه و مرخص ميشه . آمپول زدند يك بار آمپول شكسته زير مريض مانده بود . مريض هي تكان مي خورد و اشاره مي كرد .متوجه شدند كه آمپول زيرش مونده . در حاليكه براي يك سرنگ مريض دو سه ساعت معطل شده بود . كه مريض لخت ا�تاد و دو سه ساعت بعد تمام كرد.


تمام بدن و سروصورت باد كرده بود براي بيست روز . صورت سرخ . آنقدر باد كرده بود كه وهله آخر ده ن�ر هم نمي تونستند بلندش كنند .
مريضي كه براي خودش شخصيتي بود از همه چيز ا�تاد تو را به خدا برسيد . ما كه عزيزمان از دست ر�ت . به بقيه رحم كنيد . جواناني كه شب مي آورند و صبح مي برند بهشت زهرا . وگرنه ما مريضمان �وت شد.


- قابل توجه اينكه حتي بوي ضد ع�وني كه از مراكز بيمارستاني مي آيد از اين بيمارستان نمي آ�يد .
حتي شنيده شد كه مريضي براي عمل پاي خود بدانجا مراجعه و با ع�ونت بعد از عمل مواجه و �وت نموده است . -
من ديشب خواب اين مريض از دست ر�ته رو ديدم . خيلي خوشحال بود . و مي گ�ت اين واسه اينه كه كمتر توي ر�تن من ناراحت بشين . وقتي بيدار شدم با خودم عهد كردم كه اين مطالب رو بنويسم . شعرهايي كه در اين متن است�اده شد هم توسط ايشون بكاربرده مي شد.

نظر بدهيد